تبليغاتX
پرنده مهاجر...

بعضی وقتا انقدر میون دلها فاصله است که نمیدونیم الان دل اون یکی می خنده یا گریه می کنه

اونقدر دلامون از هم دور شدن که دیگه واسه هم تنگ نمی شن

دیگه واسه همدیگه نمی تپن...

 با دیدن اشک کسی مضطرب نمی شن

و دیگه با دیدن نگاه عاشق کسی به لرزه نمی افتن....

 

فاصله

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن

گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست

                                                       مریم حیدرزاده

نوشته شده توسط پرنده مهاجر در ساعت 2:50 AM | لینک  | 

از امروز پا به خونه دلتون گذاشتم . امیدوارم که پذیرای دلم باشین

نوشته شده توسط پرنده مهاجر در ساعت 9:52 PM | لینک  |